الحر العاملي ( مترجم : افراسيابى )
27
جهاد النفس ( فارسى )
و با به جاى آوردن حج يكى از واجباتى را كه خداوند بر تو واجب ساخته است ادا نمودهاى . و حقّ روزه آن است كه بدانى روزه حجابى است كه خداوند عزّ و جلّ بر زبان و گوش و چشم و شكم و فرج تو نهاده است كه با اين حجاب تو را از گزند آتش دوزخ مىپوشاند پس اگر روزه را ترك كنى گويى پوششى را كه خدا بر تو گذارده است پاره كردهاى . و حقّ صدقه اين است كه بدانى كه صدقه ذخيرهء توست كه در نزد پروردگارت مىنهى و وديعه و امانتى است كه به او سپردهاى ، امانتى كه نيازى به شاهد طلبيدن براى آن ندارى و در وديعه گذاردن آن در پنهانى اعتماد و اطمينان بيشترى دارى تا اينكه آن را در آشكارا به وديعتگذارى و بايد بدانى كه صدقه بلاها و دردها را در دنيا و آتش دوزخ را در آخرت از تو دفع مىكند . و حقّ قربانى آن است كه در قربانى نمودن آن تنها رضاى خداى عزّ و جلّ را قصد كنى نه مردمان را و از آن جز در مسير رحمت الهى قرار گرفتن و رهايى روحت را در روز ملاقات پروردگار قصد نكنى . و حقّ سلطان اين است كه بدانى كه تو مايهء آزمايش و امتحان او قرار دادهشدهاى و او نيز به خاطر سلطنتى كه بر تو يافته گرفتار توست و نبايد در معرض خشم او قرار گيرى و با دست خود به هلاكت بيفتى و در نتيجه با او در بدى رساندن به خودت شريك شوى . و حقّ آن كس كه در علم تو را راهبرى نموده اين است كه او را بزرگ شمارى و جايگاه نشستنش را نيك سامان دهى و خوب به سخنانش گوش فرا دهى و رو به او داشته باشى و صدايت را بلندتر از صداى او نكنى و به كسى كه از او پرسش مىكند پاسخ نگويى تا خود او پاسخش را دهد ، در مجلس درس او با كسى سخن نگويى و در نزد او غيبت هيچ كس را نكنى ، اگر در نزد تو از بدىاش گويند از او دفاع كنى و عيبهايش را بپوشانى و فضيلتهايش را آشكار سازى و با دشمن او نشست و بر خاست نداشته باشى و با دوستدار او دشمنى نكنى پس اگر چنين كنى فرشتگان الهى به نفع تو گواهى دهند كه تو خواهان دانشى و علم را به خاطر خدا آموختهاى نه به خاطر مردم . و امّا حقّ كسى كه مالك توست اين است كه دستورهايش را اطاعت كنى و نافرمانيش نكنى مگر در مواردى كه باعث خشم خداى عزّ و جلّ است زيرا فرمانبردارى از مخلوق در نافرمانى خالق سزاوار نيست .